در دور دست ها ، جنگلی بود بسیار سرسبز وزیبا . درختان پرمیوه داشت وحیوانات گوناگون . همه آنها در آرامش و خوشی زندگی می کردند تا این که شیری به آنجا رفت وآسایش آنها را از بین برد ….
لقمان حکیم ، فرد سیاه چرده وضعیف بود.در دوران کودکی وجوانی ، غلام خواجه ای ثروتمند بود وبرای او کار می کرد. این مرد ثروتمند ، بجز لقمان چندین خدمتکارِ دیگر نیز داشت . این مرد باغی داشت که برشاخۀ…
درجنگلی که نزدیک کوهستانی بلند قرار داشت ، شیری به همراه گرگ وروباهی زندگی می کرد.شیر سلطان جنگل بود وگرگ وروباه ، در همۀ کار ها از او پیروی می کردند . اما شیر در رفتار های خود تند خو بود…
