جنگ، صحنۀ رویارویی انسان با خویشتن است؛ میدانی که در آن، خواهشهای خاموش و آشکار آدمی به شمشیر و آتش بدل میشوند. آیا جنگ محصول ضرورت است یا زاییدۀ توهم قدرت؟ آیا نبردها آینۀ طبیعت سرکش بشرند یا زادۀ ساختارهای اجتماعی و سیاسی؟
از کهنترین اسطورهها تا نبردهای مدرن، همواره دوگانۀ خیر و شر، فتح و شکست، آزادی و سلطه، در بطن جنگها جریان داشته است. برخی آن را تقدیری محتوم میدانند که در ژرفای ذات انسان نهفته است، و برخی دیگر آن را ابزاری در دست قدرتها، زاده از توهم مرزها، جهان بینیها و منافع اقتصادی.